تبلیغات
مذهبی - مرگ و آخرت
یکشنبه 11 مرداد 1388

مرگ و آخرت

   نوشته شده توسط: جواد ابوترابی    نوع مطلب :معاد ،

 


پس از سپرى شدن حیات موقت دنیا، فرصت انسان براى كسب شرایط زیستى حیات ابدى پایان مى یابد و او با مرگ بدن به نشئه و عالمى دیگر وارد مى شود و در آنجا بر اساس آنچه كه روح او كسب نموده به سیر خود تا مرحله بعدى حیاتش یعنى قیامت ادامه مى دهد.
قل ان الموت الذى تفرون منه فانه ملاقیكم ثم تردون الى عالم الغیب والشهده فینبئكم بما كنتم تعملون .
بگو مرگى كه شما از آن فرار مى كنید، حتما شما را ملاقات مى كند و سپس ‍ به سوى داناى پنهان و پیدا- خداوند- باز مى گردید و او شما را به آنچه كردیده اید آگاه مى سازد.
(14)
و این سرنوشت قطعى همه انسانهاست كه یكى پس از دیگرى و نسل به نسل با سپرى شدن عمرشان به عالم دیگرى منتقل مى شوند و این جریان آن قدر ادامه مى یابد، تا عمر زمین و آسمانها و جهان خلقت به سر آید و با سپرى شدن اجل آنها نظم جهان به هم مى خورد واز بین مى رود و حیات دنیا پایان یافته و دگرگون مى گردد و قیامت تحقق مى یابد و انسان وارد مرحله جدیدى از زندگى خود كه حیات ابدى است ، مى شود.
قرآن در این باره مى فرماید:
یوم تبدل الارض غیر الارض و السموات و برزوالله الواحد الهار.
روزى كه زمین به زمینى دیگر و آسمانها نیز به آسمان دیگر تبدیل شود و - مردم - در پیشگاه خداى یگانه مقتدر حاضر شوند.
(15)
ونیز مى فرماید:
ما خلقنا السموات والارض و ما بینها الا با لحق و اجل مسمى .
ما آسمانها و زمین را جز به حق و براى مدتى معین نیافریدیم .
(16)

و همچنین درباره حتمیت معاد و قیامت مى فرماید:
و ان الساعه اتیه لاریب فیها و ان الله یبعث من فى القبور.
و مسلما ساعت قیامت بدون هیچ تردیدى خواهد رسید و خداوند به یقین مرده ها را از قبر برمى انگیزد.
(17)
و یا:
ذالك الیوم الحق فمن شاء انخذالى ربه ماباء.
چنین روزى - قیامت حق است پس هر كس مى خواهد، براى خود نزد پروردگارش منزلتى یابد.
(18)
در این آیه علاوه بر حق قیامت و قطعیت آن به نحوى رابطه بین زندگى دنیا و آخرت را بیان مى كند كه چون چنان روزى حق است و چون آن روز، روز ظهور سلطنت مطلقه الهى است ، هركس مى خواهد در آن روز سعادتمند باشد، از همین امروز به فكر مقام و منزلت در نزد پروردگار خود باشد.
اصالت حیات آخرت در برابر حیات دنیا 
انسان یك موجود ممتد و متكامل از دنیا به بى نهایت است و حیات او در دنیا به خاطر محدودیتها و ضعفهایى كه در عالم طبیعت است ، حیاتى بسیار ضعیف و پست است و اگر انسان مدارج كمال را درست طى كند به حیاتى بالاتر و قویتر و بهتر خواهد رسید.اینكه انسان چگونه مدارج كمال را طى كند تا به حیات بالاتر و بهتر برسد مطلبى است كه درباره آن بعدا خواهیم گفت . در بررسى و ارزیابى حیات دنیا و آخرت بهترین و تنها مرجع ما خالق و مالك دنیا و آخرت است .
لله الاخره و الاولى .
آخرت و دنیا فقط از آن خداست .
(19)
هیچ كس بدن استمداد از او نمى تواند درباره این دو نظام اظهار نظر درست و ارزیابى دقیقى كند. حال ببینیم خالق و مالك و مدبر این دو نظام (نظام دنیا و آخرت ) درباره آنها چه مى فرماید.
خداوند در چند جاى قرآن كریم حیات دنیا را مقابل آخرت بازیچه و پست معرفى نموده كه نمونه هایى مى آوریم :
و ما الحیاه الدنیا الا لعب و لهو و للدار الاخره خیرللذین یتقون افلا تعلقون .
حیات دنیا جز مشغولیت و بازى بیش نیست و همانا سراى آخرت براى اهل تقوا بسیار بهتر است . آیا تعقل نمى كنید
(20) ؟
و در جاى دیگر ضمن معرفى مراحل حیات دنیا، آن را فریب و غرور معرفى نموده و ضعیف بودن این حیات را با مثالى تبیین مى كند:
اعلموا انما الحیوه الدنیا لعب و لهو و زینه و تفاخر بینكم و تكاثر فى الا موال و الاولاد كمثل غیث اعجب الكفار نباته ثم یهیج فتراه مصفرا ثم یكون حطاما و فى الاخره عذاب شدید و مغفره من الله و رضوان و ما الحیوه الدنیا الا متاع الغرور.
بدانید كه زندگى دنیا به حقیقت مشغولیت و بازى و خود آرایى و فخر فروشى به یكدیگر و حرص زیاد كردن اموال و اولاد است و در مثل مانند بارانى است كه بموقع ببارد و گیاهى در پى آن از زمین بروید كه زارع را تعجب آورد و سپس مى بینى كه زرد و خشك شود و مى پوسد و در عالم آخرت عذاب سخت جهنم - براى كفار- و آموزش و رضایت خداوند- براى مومنین - است و حیات دنیا جز متاع فریب و غرور نیست .
(21)
و بازى براى نشان دادن درجه ضعف حیات و موقت و زودگذر بودن آن دنیا چنین مى فرماید:
انما مثل الحیوه الدنیا كماء انزلناه من السماء فاختلط به نبات الارض ‍ مما یا كل الناس و الانعام حتى اذا اخذت الارض زخرفها و ازینت و ظن اهلها انهم قادرون علیها اتها امرنا لیلا او نهارا فجعلناها حصیداكان لم تغن بالامس كذلك نفصل الایات لقوم یتفكرون .
در حقیقت مثال حیات دنیا مانند آبى است كه از آسمان نازل مى كنیم تا به رسیدن آن انواع مختلف گیاه زمین از آنچه انسانها و حیوانات تغذیه مى كنند، بروید تا آنگاه كه زمین خرم شود و زینت یابد، و مردم آن سرزمین فكر مى كنند، كه خود قادر بر چنین كارى بودند. ناگهان فرمان ما شبانه یا روزانه مى رسد و آن محصول را از بین مى برد و زمین چنان خشك شود كه گویى دیروز چیزى در آن نبوده است ، این گونه آیات خود را براى اهل فكر واضح بیان مى كنیم .
و بالاخره حیات آخرت معرفى نموده و مى فرماید:
و ما هذا الحیوه الدنیا الالهو و لعب و ان الدار الاخره لهى الحیوان لو كانوا یعلمون .
این زندگى دنیا چیزى جز لهو و بازى نیست و بدرستى كه حیات حقیقى همان سراى آخرت است اگر بفهمند.
در سوره مباركه یوسف آیه 109 مى فرماید:
ولدار الاخره للذین اتقوا افلا تعقلون
خانه آخرت در حقیقت براى كسانى كه تقوا پیشه كردند بهتر است ، آیا تعقل نمى كنید.
همان طور كه از آیات فوق پیداست ، خداوند كه خالق انسان و جهان و رب آنهاست و نیز مالك دنیا و آخرت است را بهتر از خود انسان مى شناسد، اصالت را به آخرت داده است و حیات آخرت را براى او بهتر و باقى تر مى داند، البته مشروط به اینكه اهل ایمان و تقوا باشد. همچنین درك این حقیقت را كه آخرت بهتر و باقى تر است را فقط در توان اهل فكر و تعقل دانسته است یعنى فقط كسانى كه تعقل مى كنند و اهل فكر هستند اصالت را در زندگیشان به حیات بالاتر و به بهتر مى دهند و مبنایشان در كلیه امورشان حیات ابدیشان است نه حیات ضعیف و موقت دنیا.
پیوستگى و وابستگى دنیا و آخرت 
موضوع بسیار مهم در جهان بینى و انسان شناسى قرآنى ، مسله پیوستگى و وابستگى دنیا و آخرت است . یعنى همان طور كه كمالات و نعمتهاى حیات دنیا مرتبه نازله اى از كمالات و نعمتهاى آخرت است ، حیات آخرتى و ابدى انسان نیز. بسته به نوع زندگى اش در دنیا مى باشد.
انسانى كه از كمالات دنیایى به نحو صحیح و در جهت رشد و تعالى خود استفاده نماید، قادر خواهد بود از كمالات عالى و پایدار آخرت بهره مند گردد، و اگر از كمالات و نعمتهاى حیات دنیا به طور صحیح و در جهت رشد و تعالى خود و تحصیل حیات انسانى استفاده نكرد، قادر نخواهد بود از نعمتها و كمالات آخرت كه اصل و حقیقت كمالات دنیایى هستند، بهره مند گردد و همین عدم قدرت بهره بردارى ، موجب عذاب و رنج آخرت مى شود.
به عبارت دیگر نوع زندگى انسان و خوشبختى و بد بختى او در حیات ابدى ، بستگى كامل به نوع حیات او در زندگى دنیا دارد. هر یك از عقاید، افكار، اعمال و اخلاق ما در دنیا نوع خاصى از حیات در آخرت را براى ما رقم خواهد زد. هر یك از آنها معناى مشخص و تعیین كننده اى خواهند داشت كه طبق مقتضیات نظام آخرت تفسیر خواهند شد و ما به باطن آن مى رسیم و با آنها محشور و همراه خواهیم بود.
این موضوع را كه نوع حیات ما در آخرت بستگى كامل به نوع حیات ما در دنیا دارد، قرآن كریم دهها بار بیانات مختلف متذكر شده است كه چند نمونه را ذكر مى كنیم . هر چند آیاتى را كه قبلا ذكر كردیم نیز بوضوع این حقیقت را بیان مى كنند.
1 - بلى من كسب سیئه و احاطت به خطیئته فاولئك اصحاب النارهم فیها خالدون و الذین امنوا و عملوا الصالحات اولئك اصحاب الجنه هم فیها خالدون .(22)
هر كس اعمال رشتى اندوخت و كردار بدش به او حاطه نموده و وجودش ‍ را گرفت ، چنین كسى اهل دوزخ است و براى همیشه در آن معذب خواهد بود و كسانى كه ایمان آوردند و كارهاى نیك و شایسته كردند، اهل بهشتند و همیشه در بهشت جاوید متنعم خواهد بود.
2 - در روز قیامت همه انسانها بر اساس نوع زندگى شان در دنیا محاسبه خواهد شد.
و نضع الموازین القسط لیوم القیمه فلا تظلم نفس شیئا و ان كان مثقال حبه من خردل اتینابها و كفى بنا حاسبین .(23)
ما ترازوهاى عدل را براى روز قیامت خواهیم نهاد و سمتى به هیچ نفسى شد و اگر عملى به قدر دانه خردلى باشد، در حساب مى آوریم و تنها علم ما براى محاسبه انسانها از همه حسابگران كفایت خواهد كرد.
و نضع الموازین القسط لیوم القیمه فلا تظلم نفس شیئا و ان كان مثقال حبه من خردل اتینابها و كفى بنا حاسبین .(24)
ما ترازوهاى عدل را براى روز قیامت خواهیم نهاد و سمتى به هیچ نفسى نخواهد شد و اگر عملى به قدر دانه خردلى باشد،در حساب مى آوریم و تنها علم ما براى محاسبه انسانها از همه حسابگران كفایت خواهد كرد.
یومئد یصدر الناس اشتاتا لیروا اعمالهم فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره و من یعمل مثقال ذره شرا یره .(25)
در آن روز- قیامت - مردم از قبرها پراكنده بیرون آیند كه اعمال خود را ببینند.پس هر كس به قدر ذره اى كار نیك كرده باشد، آن را خواهد دید و هر كس به قدر ذره اى كار بد مرتكب شده ، آن را خواهد دید.
3- عده اى كه آخرت را فراموش مى كنند و زندگى شان را براساس حیات ابدیشان تنظیم نمى كنند، و نیز كسانى كه از آیات الهى اعراض مى كنند، به خود ظلم مى كنند.
و من اظلم ممن ذكر بایات ربه فاعرض عنها و نسى ما قدمت یداه (26) چه كسى ستمكارتر از آن كسى كه متدكر آیات خدا شده و باز از آنها اعراض كرد و اعمالى را كه جلوتر براى آخرت خویش فرستاده فراموش كرد.
4- در روز قیامت و در آخرت و حیات ابدى تنها چیزى كه به حال انسان سود دارد و مى تواند سعادت او را تامین نماید، داشتن یك روح سالم است ، روح سالم یعنى فطرتى كه با زیاده طلبیهاى طبیعت و جنبه حیوانى انسان ، آلوده و ضعیف و بیمار نشده باشد. روحى كه داراى عقاید، افكار و اعمال صالح و خدا پسندانه باشد.
یوم لا ینفع مال و لابنون الا من اتى الله بقلب سلیم .(27)
روزى كه نه مال و نه فرزندان و نه هیچ چیز دیگر به حال انسان سود ندهد، مگر اینكه شخص با قلب سلیم بر خدا وارد شود.
پیداست كه تحصیل روح سالم بایستى در دنیا صورت بگیرد.
از مجموع آنچه گفته شد و با توجه به این نكته مهم كه نوع زندگى ما در حیات ابدى بسته به نوع زندگى مان در حیات دنیا دارد، به اهمیت و جایگاه اخلاق و نسبت آن با دین بیشتر پى مى بریم .
آنچه كه موجب تضمین سعادت انسان در حیات ابدى است این است كه انسان در حركت خود از دنیا به آخرت با خود قلب سلیم یا روح سالم ببرد.اخلاق نیز نقش تعیین كننده اى در سلامت روح و شاكله انسان دارد.
مسئله اخلاق و تهذیب نفس به قدرى مهم است كه قرآن كریم پس از یازده سوگند، تزكیه و تهذیب نفس را تنها راه سعادت و رستگارى انسان معرفى مى نماید:
قد افلح من زكیها و قد خاب من دسیها.(28)
به تحقیق كه هر كس نفس خود را پاك سازد رستگار مى شود و هر كس ‍ آلوده اش كند، زیانكار خواهد شد.
در جاى دیگر نیز تزكیه انسانها را مهمترین هدف بعثت انبیا معرفى مى نماید:
(29)
همان طور كه پیامبر ( صلى الله علیه و آله ) نیز هدف بعثت خود را تكمیل و تتمیم مكارم اخلاق معرفى فرمود: بعثت لا تمم مكارم الاخلاق .
امام خمینى قدس سره درباره اهمیت اخلاق چنین مى فرماید: اشتغال به تهذیب نفس و تصفیه اخلاق كه فى الحقیقه خروج از تحت سلطه ابلیس و حكومت شیطان است از بزرگترین مهمات و اوجب واجبات عقلیه است (30)
در جاى دیگر مى فرماید:
غایت بعثت دین تزكیه است ، غایت آمدن انبیاى دین تزكیه است و دنبالش آن تعلیم . اگر نفوسى تزكیه نشده و تربیت نشده وارد شوند در هر صحنه ، در صحنه توحید، در صحنه معارف الهى ، در صحنه فلسفه ، در صحنه فقه و فقاهت ، در صحنه سیاست در هر صحنه اى كه وارد بشود اشخاصى كه تزكیه نشدند و تصفیه نشدند و از این شیطان باطن رها نشدند، خطر اینها بر بشر خطرهاى بزرگ است .(31)
اخلاق همان طور كه آن را تعریف كرده اند صفات و ملكات ثابت نفس ‍ است كه در اثر عوامل مختلفى شكل مى گیرند.
از آن جهت كه انسان براى هدف خاصى خلق شده و از طرفى بین دنیا و آخرت پیوستگى و وابستگى وجود خاصى برقرار است ، بنابراین هر كس بر چگونگى اخلاق خود مسئول است . یعنى انسان با هر اخلاقى خوشبخت و سالم نیست ، نه در دنیا و نه در حیات ابدى آخرت . انسان در دنیا تنها با داشتن اخلاق خاص خوشبخت است و در آخرت نیز چنین است .
حیات آخرت حیاتى قانونمند است و در پى ورود هر نفسى به خود واكنش ‍ و عكس العمل ویژه اى از خود نشان مى دهد كه به بعضى از مصادیق آن در بحث پیوستگى و وابستگى دنیا و آخرت اشاره شد.
امام خمینى قدس سره درباره واكنش آخرت نسبت به اخلاق انسان این گونه مى فرماید:
انسان همین طور كه در این دنیا یك صورت ملكى دنیوى دارد، كه خداوند تبارك و تعالى آن را در كمال حسن و نیكویى و تركیب بدیع خلق فرموده كه عقول تمام فلاسفه و بزرگان در آن متحیر است و علم معرفه الاعضا و تشریح تاكنون توانسته است معرفت درستى به حال آن پیدا كند، و خداوند انسان را از بین مخلوقات امتیاز داده به حسن تركیب و جمال نیكو منظر كذلك از براى او یك صورت و شكل ملكوتى غیبى است ، كه آن صورت تابع ملكات نفس و خلق باطن است در عالم بعد از موت ، چه برزخ باشد یا قیامت . انسان اگر خلق باطن و ملكه و سریره اش انسانى باشد، صورت ملكوتى او نیز صورت انسانى است ولى اگر ملكاتش غیر ملكات انسانى باشد، صورتش انسانى نیست و تابع آن سریره و ملكه است .(32)
در جاى دیگرى مى فرماید:
بدان كه میزان در این صور مختلفه ، كه یكى از آنها انسان است ، و باقى چیزهاى دیگر، وقت خروج نفس است از این بدن و پیدا شدن مملكت برزخ و غلبه سلطان آخرت كه اولش در برزخ است . در وقت خروج از بدن با هر ملكه اى از دنیا رفت ، با آن ملكه صورت آخرتى مى گیرد، و چشم ملكوتى برزخى او را مى بیند و خود او هم وقت گشودن چشم برزخى ، خود را به هر صورتى هست مى بیند، اگر چشم داشته باشد.(33)
بنابراین درباره نسبت دین و اخلاق با توجه به اینكه دین براى انسان آمده است و آمده كه او را به مقام ویژه انسانیت و خلافت الهى برساند و با توجه به اینكه انسان بدون تهذیب اخلاق هرگز صورت حقیقى خود را نمى یابد، مى توانیم بگوییم كه اخلاق ، روح دین است . اخلاق به قدرى مهم است كه به تعبیر قرآن كریم اگر رعایت نشود به عقاید نیز لطمه وارد خواهد ساخت و عقاید را از بین مى برد.
ثم كان عاقبه الذین اساو السواى ان كذبوا بآیات الله و كانوا بها یستهزءون .(34)
آخر و سرانجام كار آنان كه به اعمال زشت پرداختند این شد كه آیات الهى را تكذیب كردند و آنها را به تمسخر گرفتند


امروزایران
یکشنبه 11 مرداد 1388 05:50 ب.ظ

با ما باشید تا بی خبر نباشی
لحظه به لحظه با امروز ایران
. . . . .
.... برای دسترسی سریعتر به امروز ایران با ما تبادل لینک کنید
. . . . .
با تشکر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر